دلم گرفته ... روزگاری است که من تنهایم.

- الو ... سلام .
- دوباره چه کار داری؟
- راستش ... هیچی . فقط ... یه کمی دلم گرفته.
- خب که چی؟
- یعنی هیچ اهمیتی نداره؟
- چرا . اتفاقا خیلی اهمیت داره که این قدر دروغ می گی!
- دروغ؟
ـ تا حالا می گفتی دل داده ای. خدا حافظ.
- ولی ... من ... صبر کن... الو ... الو ...
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:27  توسط حامد
|
